همزمان بانهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی درسراسر کشور تعداد۱۷نفر ازشهروندان مسجدسلیمانی که خودراواجدشرایط برای احراز پست نمایندگی شهرهای مسجدسلیمان -لالی- اندیکا وهفتکل میدانستند رسما"حضورخودرادرفعالیت های انتخاباتی اعلام داشتند.مهندس ایزدپناه فرماندارمسجدسلیمان درگفتگوبا وبگاه همدرنگ ایل بااعلام این مطلب که:درهردوره ازانتخابات مقام معظم رهبری مسیرهارابرای مامشخص کرده گفت:حضور حداکثری مردم درپای صندوقهای رای وقانون گرایی از توصیه های اصلی مقام معظم رهبری می باشد.وی درادامه افزود درمسجدسلیمان نیز هدف این است که درراستای منویات رهبر معظم انقلاب انتخاباتی سالم وپرشور وقانونمندبرگزارکنیم واز هم اکنون تمام ادارات وسازمانهای دولتی وازهمه مهمتر مردم شهیدپرور مسجدسلیمان آمادگی دارند تایک انتخابات کاملا"سالم را داشته باشیم وی درپایان ازمردم وگروههای مختلف سیاسی خواست تاتنورانتخابات را گرم کنند
اسامی نامزدهای انتخاباتی مسجدسلیمان به شرح ذیل می باشد
۱-مالک خدادادی آرپناه
۲-مصطفی سمالی
۳-مرادعلی ورناصری قندعلی
۴-مسعودورناصری قندعلی
۵-عبدالله نظرپور قندعلی
۶-محمدعلی نصیرپور
۷-فرامرز رضایی حموله
۸-غلامرضا زراسوند
۹-غلامحسین بابادی جلوگیری
۱۰-صولت احمدی
۱۱- صفی الله هزاریان
۱۲-رضابهمنش
۱۳-خسرو شاهوند
۱۴-حسین ظاهری عبده وند
۱۵-پژمان مولایی
۱۶-جمشیدرضایی میرقایید
۱۷-بیژن نوع پرست
۱۸-مهندس فولادی
۱۹-خانم پارسانیا
لازم به ذکراست دکتر امیرواررضایی نمابنده ۴دوره مردم مسجدسلیمان درمجلس شورای اسلامی نیز کاندید تهرانی ها شده است
کتاب بوی خوش باوینه
شامل مجموع مقالات اساتید ادبی دانشگاههای کشور،
نت هاي موسيقيايي زنده ياد بهمن علاءالدين وتصاويري از عشايربختياري درقالب يك پروژه ۳ساله
وارد بازار كتاب شد.علاقمندان مي توانند براي تهيه اين كتاب باشماره همراه ۰۹۱۶۹۸۲۱۸۷۸تماسحاصل فرمايند
كتاب بوي خوش باوينه در3بخش مقلات تعدادي از اساتيد دانشگاههاي كشور درمورد نقش موسيقيايي زنده ياد مسعود بختياري دربازيابي تاريخ وفرهنگ بختياري ،نت هاي ترانه هاوتصنيف هاي بهمن وتصاويري از كوچ عشاير وطبيعت بختياري به كوشش هوشنگ فرجي فر چاپ وروانه بازار كتاب شد

نمی توانم تاسف عمیق خود را از اقدام زشت؛ غیرقابل دفاع و البته هدفمندی که در قالب برخورد بلدوزری با مکانی که مقرر بود یادآور هنرمند فرهیخته ملی «مسعود بختیاری» باشد، صورت گرفت؛ پنهان کنم. اگر هنوز اما مشکلات ریز و درشت مبتلابه جامعه خوزستانی، اجازه و فرصت می داد تا حسگرهای معرفتی و ایمانی مردم جنوب با حداقل ظرفیت خود، فعالیت داشته باشند می بایست امروز را روز سیاه فرهنگ این سامان نام می نهادیم. روزی که ناجوانمردانه و کور، کسانی که می بایست نگهبان فرهنگ، هنر و تاریخ این سرزمین باشند به بهانه ناشیانه «گل کاری و زیباسازی»؛ آتش بر خرمن، آلام، امیدها و آرزوهای فرهنگی مردم خوزستان مظلوم گرفتند تا هنرمندان استان بدانند آنها که در طول حیات خود باید با رنج، نداری و کاستی های فراوان دست و پنجه نرم کنند؛ وقتی نقاب خاک بر چهره می کشند هم محکوم به بی اعتنایی و بی حرمتی هستند.
وقتی با چهره اسطوره ای و فرهیخته ای چون«بهمن علاءالدین» که امروز در میان ما نیست و هنوز دیر نیست آن هنگام که در هجران او هزاران نفر از مردمان این سرزمین سیاه پوش و ماتم زده شدند چنین ناروا و غیرفرهنگی برخورد می شود آیا می توانیم روند فزاینده و نگران کننده کوچ ناگزیر فرهیختگان و نخبگان فرهنگی استان را متوقف کنیم؟
آنها که با استفاده از سیاهی شب و توجیهات کودکانه و نخ نما؛ در پی پنهان نمودن نیّات مستتر در فحوای چنین تصمیماتی هستند بدانند که قضاوت مردم و تاریخ، خطاناپذیر است. اگر می خواهند از نمادهای فرهنگ بومی خوزستان انتقام بگیرند بر خطا رفته و تنها خود را رسوا کرده اند چرا که آنچه بر دل ها و جان های پاک مردمان حک می شود با زور و ارعاب و حرکت های حذفی نه تنها کم رنگ و فراموش نخواهد شد بلکه چنین مظلومیتی که حتی پس از مرگ یک هنرمند واقعی نامش را بر نمی تابیم؛ یاد و خاطره و راهش را روشن تر و پر رونق تر می نماید.
دیگر دست دشمنان فرهنگ و هنر اصیل، برای نخبگان و مردم رو شده است و اگر امروز دست کوتاه و خالی اهل فرهنگ نتوانست مانع وقوع چنین فاجعه ای شود در آینده نزدیک افکار عمومی خود بهتر می دانند چگونه و با چه مکانیزمی از هویت و داشته های فرهنگی خود پاسداری و محافظت نماید همانگونه که در طول هزاره های گذشته؛ امانتدار خاطرات تاریخی و فرهنگی خود بود و نسل به نسل تا امروز در برابر تاراج فرهنگ خود توسطه داس بدست ها مقاومت جانانه و فداکارانه ای از خود نشان داده اند. راستی که با یاس به داس سخن گفتن،خیانت است!
افسوسِ امروز ما نه برای نام بلند مسعود بختیاری است که هیچ قدرتی توان حذف نام نخبگانی چون او، قیصر امین پور، خسرو پی آفرین، احمد محمود، منصور واحدی و قناد را از لوح فرهنگ این سامان ندارد. این جامعه ملتهب امروز ماست که نیازمند نکوداشت و بزرگداشت چنین نخبگانی است تا هویت فرهنگی خویش را بازسازی نموده و گفتمان نوینی بر پایه تلاش های فرهنگی این فرهیختگان تبیین و تولید نماید.
روزی روزگاری، کارون بزرگ و مهربان؛ حیاتبخش حیات فرهنگی تمدن ایران زمین بود و امروز همزمان با تلاش هایی که برای نابودی این رودخانه تمدن ساز صورت می گیرد که قطعاً به مرگ تدریجی جسم خوزستان می انجامد جای تعجب و تاسف دارد که این اقدام نیز به بهانه نزدیکی سازه این ساختمان با کارون عزیز صورت می گیرد. دیروز جسم کارون را از بین بردند و امروز روح کارون را کشتند.
کلانشهر اهواز به شدت از فقر امکانات و تاسیسات فرهنگی رنج می برد. هنرمندان، روزنامه نگاران و اهل فرهنگ خوزستان با محرومیت های فراوانی روبرویند. بی تعارف باید گفت؛ نهادهای عریض و طویل فرهنگی در استان نه تنها به وظایف خود درست عمل نمی کنند حتی توانایی مقابله با تهاجمات و هجمه های صورت گرفته را ندارند. گر چه به باور من ضعف، کم کاری و سکوت حیرت برانگیز اداره ارشاد استان و سایر مدیران و نمایندگان خوزستانی بخشودنی نیست و آن را باید به رضایت و همراهی با این اقدام تعبیر کرد. امروز دیگر سکوت جایز نیست. باید با فرهنگ ستیزان مقابله کرد. بی مسامحه می گویم؛ آنها که در بُرهه حساس کنونی با عمل ناسنجیده ای که صورت داده اند بجای مقابله با تهاجمات فرهنگ بیگانه و جنگ نرم دشمنان؛ آگاهانه و ناآگاهانه درصدد نابودی فرهنگ بومی این سرزمین برآمده اند و بجای جبهه گیری در برابر بیگانه، صفِ خودی ها را نشانه گرفته اند، جز خدمت به نا اهلان و فرصت طلبان کار دیگری نکرده اند.
«آبهمن»، به هیچ قوم و سرزمینی تعلق صرف نداشت. او هنرمندی فراقومی و فراسرزمینی و البته ملّی بود. او صدای فروخفته خوزستان مظلوم بود که در تاریخ انعکاس یافت. حالا می فهمم که چرا او زندگی در غربت را به زیستن در سرزمین خود ترجیح داد. او به خوبی می دانست که تنگ نظران او را تاب نمی آورند. همانگونه که پس از گذشت چندین سال از مرگ نابهنگامش هنوز هم نام و یادش خواب را از چشمان برخی می گیراند.
امیدوارم هتک حرمت و جسارت صورت گرفته؛ اهالی فرهنگ خوزستان را نسبت به خطراتی که تاریخ و فرهنگ جنوب را تهدید می کند حساس و بیدار کرده و در نبود و خلاء مدیران دلسوز، کارآمد و بومی فرهنگی، تشکل های فرهنگی خود وظیفه حراست و صیانت از دستاوردهای فرهنگی خوزستان را بر عهده گیرند تا بیش از این فرهنگ خوزستان بر پای منافع عده ای معدود؛ ذبح نگردد.

به گزارش ایبنانیوز، سید جعفر حجازی در سخنانی که خبرگزاری فارس آنرا منتشر کرد، اظهار داشت: اختلاف نظر به وجود آمده را باید با تجدید نظر در مجوزهای قبلی حل کرد. ساخت و ساز در حریم رودخانه ممنوع است و نمی توان مجوزی را برای ساخت و ساز در این محدوده صادر کرد.
وی ادامه داد: موزه سرجای خود می ماند و سالن های اجتماعات به مکانی دیگر انتقال خواهند یافت.
استاندار خوزستان گفت: در گذشته در یک حرکت اشتباه مجوز این ساخت و ساز داده شد و اکنون باتوجه به اینکه ساحل در حریم بستر است، ساخت و ساز در آنجا ممنوع است.
حجازی اضافه کرد: با توجه به اینکه مردم در کنار رودخانه بیشتر به فضای سبز نیاز دارند و نیز با توجه به ممنوع بودن ساخت و ساز در حریم رودخانه، آن مکان برای تبدیل شدن به فضای سبز مناسبتر است.
عالیترین مقام دولت در خوزستان بیان کرد: در هر جایی می توان سالن اجتماعات را ساخت و با توجه به اینکه ساخت سالن اجتماعات نیاز به فضایی وسیع برای احداث پارکینگ نیز دارد، می توان این سالن ها را در هر جای دیگری ساخت.
به این ترتیب استاندار خوزستان در موضعی وحدت زا کوشید تا آرامش را به افکارعمومی بازگرداند. مردم از خود می پرسیدند آیا استاندار خوزستان بعنوان نماینده عالی دولت که در غیاب شورای شهر وظایف آن را برعهده دارد، با تکمیل پروژه فرهنگسرای بهمن علاءالدین مخالف است؟ استاندار با تشریح تنگناها و ملاحظات فنی نظیر مدیریت ترافیک و توسعه فضای سبز و تاکید بر ضرورت ساخت این فرهنگسرا در نقطه ای دیگر، دوباره توپ را به زمین شهردار اهواز و مدیرکل ارشاد انداخت و این پیام را به شهروندان منتقل کرد که ساخت فرهنگسرای بهمن علاءالدین منتفی نشده است و بزودی در نقطه دیگری از شهر، بنا خواهد شد.
با این حال جای این پرسش باقی است که چرا قبل از تخریب فرهنگسرا اقدام به مکان یابی و معرفی مکان جدید نشد تا نگرانی در افکارعمومی به وجود نیاید. و اینکه شهرداری اهواز چه محلی را برای احداث فرهنگسرای بهمن علاءالدین در نظر دارد و کلنگ زنی مجدد این پروژه چه زمان انجام خواهد

به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، این مجموعه فرهنگی که در تاریخ ۲۶/۰۷/۸۶ و توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان با حضور مقامات استانی کلنگ زنی شد، شامل یک تالار و فرهنگسراست و عملیات اجرایی آن با اعتبار اولیه یک میلیارد تومان در زمینی به مساحت یازده هزار متر مربع آغاز شد و از همان ابتدا به پاس خدمات فرهنگی بهمن علاءالدین هنرمند بختیاری، به این نام نامگذاری شده بود.
حشمت قاسمی از هنرمندان پیشکسوت خوزستان، دراین باره به خبرنگار ایبنانیوز گفت: من به عنوان یک هنرمند خوزستانی که از کمبود فضاهای فرهنگی و هنری رنج می برم، همواره پیگیر روند پیشرفت فیزیکی این پروژه بودم و به جرأت میتوانم بگویم تاکنون دو میلیارد تومان در فونداسیون ساختمان هزینه شده بود ولی عومل اجرائیات شهرداری در یک حرکت ضدفرهنگی به تخریب آن پرداختند.
حشمت قاسمی افزود: در پی رفت و آمد مشکوک عوامل شهرداری، عده ای از هنرمندان خوزستان که در میان آنها تعدادی از پیشکسوتان هنر خوزستان و کشور حضور داشتند برای جلوگیری از تخریب فرهنگسرا در محوطه اجتماع کردند ولی عوامل اجرائیات شهرداری بدون حکم قضایی، به خشونت متوسل شدند و اینجانب و فرزاد موسوی از بزرگترین گرافیست های کشور را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
گفتنی است شهرداری اهواز، اعلام کرده است: «متاسفانه بيش از چند سال است كه نيمي از ساختمان موزه نيمهكاره رها شده و فضاي نامطلوبي را براي ساختمان فعلي آن و شهر ايجاد كرده است؛ اين وضعيت مناسب شأن هنرمندان و شهروندان نيست» و اینکه «ايجاد فضاي سبز شهري در كنار ساختمان نيمهكاره موجب برخي تغييرات جزئي ميشود ولي هدف شهرداري از اين اقدام تنها زيبا كردن محيط اطراف موزه و شهر اهواز است».
حشمت قاسمی در این باره می گوید: شهرداری اهواز مدعی است که روند پروژه طولانی شده و شهر زیبایی خود را از دست داده. این در حالی است که فونداسیون ساختمان تالار و فرهنگسرا سالهاست به پایان رسیده ولی هر بار که پروژه در حال پیشرفت بود، عوامل اجرائیات شهرداری با بهانه های مختلف از آن جلوگیری کرده اند. همچنین در مورد چمن کاری روی محوطه تخریب شده فرهنگسرا باید گفت اینگونه برخورد با فرهنگ و هنر این مرزوبوم، اهانت بار و بی سابقه است. چرا باید محل اجتماع اهالی فرهنگ و هنر را تخریب کنند و روی آن چمن بکارند و نام آن را توسعه فضای سبز بگذارند؟ باید از شهرداری پرسید آیا فقط این نقطه که مایه دلگرمی هنرمندان بود، زیبایی شهر را به خطر انداخته بود و آیا شهرداری اهواز به وظایف خود در توسعه فضای سبز عمل کرده و فقط این نقطه باقی مانده بود؟
عکس هایی از تالار و فرهنگسرای در حال ساخت که با خاک یکسان شد:



تالحظه مخابره اين خبر متاسفانه نمايندگان بختياري درمجلس شوراي اسلامي هيچگونه واكنشي

به گزارش آژانس خبری بختیاری (ایبنانیوز)، این مجموعه فرهنگی که در تاریخ ۲۶/۰۷/۸۶ و توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی خوزستان با حضور مقامات استانی کلنگ زنی شد، شامل یک تالار و فرهنگسراست و عملیات اجرایی آن با اعتبار اولیه یک میلیارد تومان در زمینی به مساحت یازده هزار متر مربع آغاز شد و از همان ابتدا به پاس خدمات فرهنگی بهمن علاءالدین هنرمند بختیاری، به این نام نامگذاری شده بود.
حشمت قاسمی از هنرمندان پیشکسوت خوزستان، دراین باره به خبرنگار ایبنانیوز گفت: من به عنوان یک هنرمند خوزستانی که از کمبود فضاهای فرهنگی و هنری رنج می برم، همواره پیگیر روند پیشرفت فیزیکی این پروژه بودم و به جرأت میتوانم بگویم تاکنون دو میلیارد تومان در فونداسیون ساختمان هزینه شده بود ولی عومل اجرائیات شهرداری در یک حرکت ضدفرهنگی به تخریب آن پرداختند.
حشمت قاسمی افزود: در پی رفت و آمد مشکوک عوامل شهرداری، عده ای از هنرمندان خوزستان که در میان آنها تعدادی از پیشکسوتان هنر خوزستان و کشور حضور داشتند برای جلوگیری از تخریب فرهنگسرا در محوطه اجتماع کردند ولی عوامل اجرائیات شهرداری بدون حکم قضایی، به خشونت متوسل شدند و اینجانب و فرزاد موسوی از بزرگترین گرافیست های کشور را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
گفتنی است شهرداری اهواز، اعلام کرده است: «متاسفانه بيش از چند سال است كه نيمي از ساختمان موزه نيمهكاره رها شده و فضاي نامطلوبي را براي ساختمان فعلي آن و شهر ايجاد كرده است؛ اين وضعيت مناسب شأن هنرمندان و شهروندان نيست» و اینکه «ايجاد فضاي سبز شهري در كنار ساختمان نيمهكاره موجب برخي تغييرات جزئي ميشود ولي هدف شهرداري از اين اقدام تنها زيبا كردن محيط اطراف موزه و شهر اهواز است».
حشمت قاسمی در این باره می گوید: شهرداری اهواز مدعی است که روند پروژه طولانی شده و شهر زیبایی خود را از دست داده. این در حالی است که فونداسیون ساختمان تالار و فرهنگسرا سالهاست به پایان رسیده ولی هر بار که پروژه در حال پیشرفت بود، عوامل اجرائیات شهرداری با بهانه های مختلف از آن جلوگیری کرده اند. همچنین در مورد چمن کاری روی محوطه تخریب شده فرهنگسرا باید گفت اینگونه برخورد با فرهنگ و هنر این مرزوبوم، اهانت بار و بی سابقه است. چرا باید محل اجتماع اهالی فرهنگ و هنر را تخریب کنند و روی آن چمن بکارند و نام آن را توسعه فضای سبز بگذارند؟ باید از شهرداری پرسید آیا فقط این نقطه که مایه دلگرمی هنرمندان بود، زیبایی شهر را به خطر انداخته بود و آیا شهرداری اهواز به وظایف خود در توسعه فضای سبز عمل کرده و فقط این نقطه باقی مانده بود؟
عکس هایی از تالار و فرهنگسرای در حال ساخت که با خاک یکسان شد:





">نشریه اینترنتی لور 